از بیست و شش سالگی

حرف حساب
نویسنده : سوتیام - ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢۳ شهریور ۱۳۸۸

حرف حساب:

عیسی مسیح (ع) جایی ایستاده بود که می خواستند زنی را سنگسار کنند. فرمود: هرکس هیچ گناهی ندارد، نخستین سنگ را بیندازد...


comment نظرات ()
رابط:
نویسنده : سوتیام - ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢۳ شهریور ۱۳۸۸

به شعر _

رابط هنوزمان , بگو

پیدایم می کند , هم اگر

در تو

گم شده باشم ,که

کشف ناترینی.


comment نظرات ()
بی که بدانی
نویسنده : سوتیام - ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ٢۳ شهریور ۱۳۸۸

عشق چشمی ست که گاه

خود را به کوری میزند

تا از خیابان عبورش دهی

بی که بدانی عبورت داد.

"بهمنی"


comment نظرات ()
قول
نویسنده : سوتیام - ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ٢۳ شهریور ۱۳۸۸

هفت سال پیش به شدت دوست داشتم یه وبلاگ داشته باشم تا بتونم توش حرف یا شعربنویسم پنج سال پیش به خودم قول دادم که یه وبلاگ بسازم الان هفت سال از اون روز میگذره و من بعد از پنج سال به قولم عمل کردم نمیدونم توی این پنچ سال کجا بودم چی میکردم فقط اینو میدونم که دارم  []شعر مینویسم.


comment نظرات ()
 
نویسنده : سوتیام - ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢۳ شهریور ۱۳۸۸

 

یاد گرفتن اینکه گاهی باید خودت سنگین و رنگین چمدان بعضی ها را ببندی و از زندگیت بیرونشان بیندازی سخت است, قبول کردنش سخت تر. این رفتن با مرگ دوستی همراه است, با کشتنش. اما دندان کرم خورده را باید کشید, نه؟


comment نظرات ()
ایست
نویسنده : سوتیام - ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز ٢٢ شهریور ۱۳۸۸

 

ایست! بی حرکت!!! کجااااا، چرا اینقدر عجله دارین؟؟!! یه خورده یواشتر، خواهش می کنم بهم یه فرصت بدین! بذارین برگردم خاطره هامو بنویسم، بذارین ببینم کِی بود که جیبام رو دزدکی پر از قند می کردم! اقلا" بهم بگین کدوم صبح زود بود که سفت دست مادرم رو گرفته بودم، همون صبحی که منو هل میداد میگفت مدرسه که ترس نداره!!! فرصت بدین فکر کنم، بذارین بقیه رو هم به یاد بیارم! بذارین به ۸۳ برگردم ، ببینین چه جوری حسرت .. میخورم!!! ...صبر کنید!!! کجا میرین؟؟!! مگه با شما نیستم؟؟!! آهااااای ثانیه ها با شمام؛ کجااااا؟؟؟!!!

 


comment نظرات ()
دلتنگ
نویسنده : سوتیام - ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز ٢٢ شهریور ۱۳۸۸

 

 

    نمی دانم این روزها دل نازک شده ام یا که شاید تغییرات هورمونیست اما با تلنگری به احساسم اشک هایم سرازیر می شود.


comment نظرات ()
چشمان خیره
نویسنده : سوتیام - ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز ۳ تیر ۱۳۸۸

   

          برای همه ی کسانی که می خونن اما حرفی نمیزنن:

         نیمه ی گمشده ی رویای هزارساله ی آدمیزاد...در خواب دنبالت می گشتیم 

           و به زمین...

        همیشه باش و سری بزن تا عشق از خوابهای ما گم نشود... باش تا به عشق،

         حریص تر بشویم. 


comment نظرات ()